هدف از فصل مرور ادبیات، مطالعه و تبیین درمورد مالی رفتاری و مفهوم شخصیت و تمایلات رفتاری می باشد. در مبحث مالی رفتاری، آغاز نحوه شکل­گیری این دانش جدید مالی را مورد مطالعه قرار می­دهیم و سپس به مطالعه بعضی از اشتباهات سرمایه­گذاری می­پردازیم، که مانند آنها می­توانیم به فرااعتمادی و ریسک­گریزی سرمایه­گذار تصریح کنیم همچنین، تحقیقات صورت گرفته در گذشته را نیز مورد مطالعه قرار می­دهیم وبر نتایج آنها مروری می­کنیم. بعد از مرور حوزه مالی رفتاری به مبحث شخصیت رفته و در میان نظریه­های شخصیت، مدل پنج عاملی را مورد مطالعه قرار می­دهیم و تحقیقات صورت گرفته درمورد شخصیت درحوزه مالی را نگاهی گذرا خواهیم نمود. سپس مدل مفهومی پژوهش را که برگرفته از مدل رفتار برنامه ریزی­شده[1] آیژن هست، تبیین خواهیم داد. و در نهایت دو مدل اصلی پژوهش را به صورت شکل نشان خواهیم داد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-2-مالی رفتاری[2]

مالی رفتاری، تاثیر روان­شناسی را بر رفتار متخصصان مالی و همچنین اثر آن را بر بازار تعیین می­کند. مالی رفتاری از این حیث اهمیت دارد که کمک می­کند به درک اینکه چرا و چگونه بازار ممکن می باشد ناکارامد گردد.

در سال 1896، کستاو لیبن[3] کتاب معروف خود را به نام اجتماع: مطالعه ذهن اجتماع را که یکی از معروفترین و پراثرترین کتاب­های علم روانشناسی اجتماعی تا حال حاضر می باشد، را نوشت، می­توان گفت نقطه عطفی در مالی رفتاری رقم خورد. در سال 1912 سلدن[4] کتاب روانشناسی بازار سرمایه را نوشت. کتاب وی مبتنی بر این باور بود که تغییر قیمت­ها در بازار تا حد زیادی به توجه روانی سرمایه­گذاری و همچنین شرایط عمومی تجارت بستگی دارد. در سال 1956 روانشناس آمریکایی به نام فستینگر، مفهوم جدید در علم روانشناسی اجتماعی به نام ناهماهنگی شناختی را معرفی نمود. او بیان نمود زمانی که دو پدیده با هم در تناقض هستند در یک زمان شناسایی می­شوند، یک ناهماهنگی شناختی به­وجود می آیدو از آنجا که تجربه حس ناهماهنگی ناخوشایند می باشد شخص کوشش خواهد نمود برای کاهش این حس، عقایدش را تغییر دهد( روشنگرزاده، 1388).

در سال 1964 پرت از تابع مطلوبیت و مفهوم ریسک­گریزی بهره گیری نمود و ریسک را به­عنوان درصدی از جمع دارایی­ها در نظر گرفت. تورسکی و کانهمن در سال 1973 نظریه اندازه دسترسی را عنوان کردند. این نظریه جنجالی درمورد این بود که فرد احتمال رویدادها را براساس در دسترس بودن ارزیابی می­کند. در دسترس بودن یعنی آن چیز که که در وهله اول به ذهن بشر می­آید. اعتقاد به این نظریه ما را به سمت تمایلات سیستماتیک هدایت می­کند( روشنگرزاده، 1388).

در سال 1974 دو روانشناس به نامهای تورسکی و کاهنمن، سه کشف را در شرایط قضامت عدم­اطمینان اظهار کردند.

اظهار کنندگی: زمانی که مردم برای قضاوت در مورد اینکه رویداد یا هدف الف به دسته یا فرآیند ب وابسته می باشد نیازمند احتمالات هستند، احتمالات به­وسیله درجه الف که اظهار­کننده ب می باشد مورد ارزیابی قرار می­گیرد. به بیانی دیگر درجه الف، ب را توصیف می­کند.

اندازه دسترسی: زمانی که مردم نیازمند ارزیابی فراوانی یک دسته یا احتمال یک رویداد هستند، آنها آن کاری را انجام می­دهند که در وهله اول به ذهنشان می­رسد.

تکیه­گاه و تعدیل: در پیش­بینی عددی، زمانی که یک معیار مناسب در دسترس باشد، مردم برای برآورد کردن از یک مقدار اولیه که برای رسیدن به پاسخ نهایی تعدیل می­گردد بهره گیری می­کنند. مقدار اولیه ممکن می باشد از طریق یک فرمول غلط به­دست آمده باشد یا نتیجه یک محاسبه ناکافی باشد، در این صورت تعدیلات معمولا ناکافی و ناکارامد خواهد بود( روشنگرزاده، 1388).

بخش مدیرتی مالی مدت‌ها به عنوان بخشی از علم اقتصاد محسوب می‌شده می باشد. در اوایل قرن بیستم و همزمان با تحولات عظیمی که در صنایع مختلف و علومی نظیر اقتصاد، حسابداری و مدیریت رخ داد، مدیریت مالی نیز به عنوان رشته‌ای جدا از اقتصاد مطرح گردید. در آن وقت، قوانین و مقرراتی به مقصود تهیه صورت‌های مالی و افشای اطلاعات لازم وضع نشده بودو افشای گزارشات مالی و حسابرسی تا حد زیادی داوطلبانه بود.

قانون 1844 شرکت‌ها[5]، ارایه ترازنامه حسابرسی شده به سهامداران را برای نخستین بار، الزامی نمود. اگرچه الزام این قانون در سال‌های بعدی منتفی گردید اما در نخستین سال‌های دهه 1900 مجدداً به حالت قبل بازگشت. از سوی دیگر، تصویب قانون مالیات بر سود در سال 1909 در ایالات متحده امریکا، موجب گردید تا محاسبه سود اهمیت بیشتری یابد. تحولاتی از این قبیل باعث گردید تا کیفیت اطلاعات ارایه شده به سرمایه‌گذاران بهبود قابل توجهی یابد و قابلیت اتکا به گزارشات مالی شرکت‌ها افزایش یابد. از این زمان به بعد بود که سرمایه‌گذاران به دنبال روش‌های بهینه برای تجزیه و تحلیل اطلاعات ارایه شده بودند. لذا بازار تحلیلگران مالی در این دوران رونق فراوانی پیدا نمود. از سوی دیگر شروع انقلاب صنعتی در این سال‌ها و ادغام شرکت‌ها و مؤسسات کوچک منجر به پیدایش شرکت‌های بزرگی گشت که نیاز به سرمایه‌های زیادی داشتند. این مسأله باعث گردید تا مدیریت مالی تأکید بیشتری بر مسایل نقدینگی و تأمین مالی شرکت‌ها نماید. موضوعات اصلی مورد بحث در این حوزه شامل سرمایه‌گذاری، تأمین مالی و خط‌مشی تقسیم بهینه سود سهام بود و برای انتخاب سهام از روش‌هایی مانند تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی بهره گیری می‌گردید. سقوط بازار سهام در سال 1929 و در پی آن رکود بزرگ، موجب گردید که تغییرات عمده‌ای در بازار سرمایه ایالات متحده امریکا رخ دهد. یکی از تغییرات قابل اعتنا، تشکیل کمیسیون بورس اوراق بهادار[6] می باشد که طبق قانون 1934 اوراق بهادار به وجود آمد. قانون 1934 اوراق بهادار را بایستی به عنوان حرکتی دانست که در مسیر ارایه اطلاعات با کیفیت بهتر به سرمایه‌گذاران، می‌تواند مانع از انتشار صورت‌های مالی حساب‌سازی شده گردد. همچنین این بحران موجب گردید تمرکز مطالعات مدیریت مالی به سمت مسایلی مانند نقدینگی، ورشکستگی، تصفیه شرکت‌ها و تأسیس مجدد معطوف گردد( روشنگرزاده، 1388).

در دهه 1950 و پس از آن، تغییرات بنیادی در نظریه‌های مالی شکل گرفت. در این سال‌ها، نظریه‌های جدیدی به جامعه مالی معرفی گردید که عنوان تئوری مدرن مالی[7] به خود گرفت. دیدگاه‌های ارایه شده در این مطالعات، با مطالعه‌های گذشته تفاوت‌های اساسی داشت و بیش از نیم قرن مورد بهره گیری وسیع دست‌اندرکاران بازارهای سرمایه قرار گرفت. ظرف این مدت، این نظریه‌ها مبنای محاسبه ارزش دارایی‌های مالی و پیش‌بینی قیمت اوراق بهادار بوده‌اند و کوشیده‌اند وضعیت بازار سرمایه را تبیین دهند. نظریه پرتفوی[8]، نظریه قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای[9]، فرضیه بازار کارا[10] و نظریه قیمت‌گذاری آربیتراژ حاصل کوشش‌های محققان حوزه مالی در این سال‌ها بود. این نظریه‌ها بر بازارهای مالی تأثیر عمیقی گذاشته‌اند و پایه فکری نسلی از مدیران مالی و سرمایه‌گذاران بوده‌اند.

اما علی‌رغم تأثیرات بسیاری که این نظریه‌ها بر بازارهای مالی گذاشته‌اند، با نظاره بعضی شواهد تجربی که با آنها سازگار نبودند، اغلب آنها در دهه‌های 1980 و 1990 مورد شک و تردید واقع شدند و تا حد زیادی مقبولیت خودرا از دست دادند. این شواهد تجربی که از آنها تحت عنوان استثناها[11] در بازارهای مالی یاد می گردد، در دو دهه اخیر مورد بحث و مطالعه‌های فراوان قرار گرفته‌اند.

[1] -Behavioral Planned of Theory

[2] -Behavioral finance

[3] Costav liben

[4] sekldene

[5] Companies Act 1844

[6] Securities and Exchange Commission

[7] Modern Financial Theories

[8] Portfolio Theory

[9] Capital Asset Pricing Theory

[10] Efficient Market Hypothesis

[11] Anomalies

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل