سوگیری آشناگرایی یک قائده سرانگشتی یا راه میان بر ذهنی می باشد که موجب می­گردد افراد، احتمال وقوع یک پیامد را براساس اندازه شیوع یا رواج آن در زندگی و تجربیات خود تخمین بزنند. افرادی که در معرض این نوع رفتار هستند، تخمین احتمالات هرچند پیچیده را به سادگی انجام می دهند. این خطا باعث می گردد افراد در ارزشیابی آخر ماه یا آخر سال ، وقایع آخر ماه و یا سال در دسترس تر از وقایع روزها یا ماههای اول باشند پس ادراک را تحت تاثیر قرار می دهند. این خطا باعث می گردد که اطلاعات کامل در اختیار سرمایه گذاران قرار نگیرد و تصمیمات سرمایه گذاران دچار نقصان گردد( بدری، 1388).

رویدادگرایی[2]

سوگیری رویدادگرایی انگیزه ای می باشد که در فرد این ادعا را به وجود می آورد که ( من از اول هم می­دانستم که این­گونه می­گردد). پس از سپری شدن مدتی از وقوع یک رویداد، افراد دچار سوگیری رویدادگرایی ، تمایل دارند که این رویداد را از قبل قابل پیش بینی توصیف کنند. حتی اگر واقعا اینگونه نباشد. این رفتار ناشی از آن می باشد که پیامدهای واقعی در مقایسه با فهرست بیشماری از پیامدهایی که محقق نشده اند، زودتر در اذهان مردم درک می گردد. پس افراد تمایل دارند که صحت پیش بینی های خود را بیش از حد براورد نمایند. واضح می باشد که افراد نمی توانند پیش بینی های کاملا صحیح و دقیقی انجام دهند و تنها باور ناشی از سوگیری رویدادگرایی ، این تصور را ایجاد می کند که پیش بینی درستی انجام داده اند. تحولات غیر قابل پیش بینی، افراد را می آزارد، از این رو مراقب نبودن، حواس پرتی و غافل گیرشدن ، مایه شرمساری می باشد. سوگیری رویدادگرایی، شرمساری موجود تحت این شرایط را تقلیل داده و ناخوشایندی موارد غیرمترقبه را کم اثر می کند. به گونه کلی در رویدادگرایی بایستی برای اطلاعات منطبق با پیامد، وزن بیشتری را قائل گردید.

خطای هاله ای[3]

تمایل به تحت تاثیر قرار دادن ادراکات خود توسط یک صفت شخصیتی را خطای هاله ای می نامند. برای مثال اگر شخصی خندان و دوست داشتنی باشد ممکن می باشد آدمی همان گونه که مطالعه ای نشان می دهد این شخص را صادق تر از فردی که تشرروست به شمار آورد. در صورتی که هیچ ارتباط ضروری میان خندان بودن و صداقت وجود ندارد. خطای هاله ای در ادراک از سازمان نیز رخ می دهد. هنگامی که شرکتی زیر نظر دادگاه برای رسیدگی به آن قرار گرفته بود کارکنان نسبت به مسائل مالی آن مشکوک شدند و کلا توجه منفی نسبت به شرکت ایجاد گردید و موجب شکایت­های خاصی توسط کارکنان از کمی دستمزدشان گردید که ناشی از خطای هاله­ای بود، زیرا که هرچند که شرکت تحت نظارت دادگاه قرار گرفته بود اما حقوق نسبتا بالایی پرداخت می نمود و شرایط کاری عالی فراهم ساخته بود و شرایط واقعی آن کاملا مطلوبتر شده بود( رضائیان، 1380).

یکی از کاربردهای جدی خطای هاله­ای به صورت بلقوه ، هنگام ارزیابی شرکت­ها از سوی سرمایه­گذاران برای سرمایه­گذاری در آنها می باشد که ممکن می باشد شخص سرمایه­گذار یکی از ویژگیهای مثبت شرکت را به کل شرکت تعمیم دهد و انتخاب نادرستی را در مورد ارزیابی شرکت مرتکب گردد. مثلا ممکن می باشد سرمایه­گذار، سرمایه­گذاری در شرکتی را انجام دهد که فقط در صنعت پر­رونقی فعالیت داشته و به دیگر ویژگی­های شرکت مانند سود هر سهم و اندازه و . . . توجه نکند.

فرااعتمادی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مطالعات زیادی نشان داده می باشد که سرمایه­گذاران به توانایی­های خود در سرمایه­گذاری بیش از اندازه اعتماد دارند. خصوصا فاصله اطمینان­های بسیار باریکی در پیش­بینی­های خود دارند. این نوع فرااعتمادی را می­توان «فرااعتمادی در پیش­بینی»[4] نامید. به عنوان مثال هنگام براورد ارزش یک سهم، سرمایه­گذاران بیش از حد مطمئن، درصد انحراف بسیار پایینی برای طیف بازده­های مورد انتظار درنظر می­گیرند، مثلا چیزی حدود 10 درصد سود و زیان، درحالی که تجربیات موجود انحراف معیار بیشتری را نشان می­دهد. مفهوم ضمنی چنین رفتاری این می باشد که سرمایه­گذاران، ریسک از دست دادن اصل سرمایه را کمتر از واقع براورد می­کنند.

همچنین اغلب سرمایه­گذاران در مورد قضاوت­های خود خیلی مطمئن هستند، ما این نوع را «فرااعتمادی به اطمینان»[5] می­نامیم. به عنوان مثال برای تصمیم سرمایه­گذاری در یک شرکت خاص، اغلب انتظار زیان را نادیده می­گیرند و بعدا در صورتی که شرکت عملکرد ضعیفی داشته باشد، احساس تعجب یا نارضایتی می­کنند.این افراد غالبا معاملات پرحجمی انجام می­دهند و صاحب پرتفوی­هایی می­شوند که به اندازه کافی متنوع نیست.

[1] -Availability Bias

[2] -Hindsight Bias

[3] -Halo Effect

[4] Prediction Overconfidence

[5] Certainty Overconfidence

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل