دوتعبیر از سوگیری نماگری در مورد سرمایه­گذاران حقیقی مصداق دارد.

( قصور پایه­گزینی[1]): در این مورد، سرمایه­گذاران کوشش دارند که موفقیت آمیز­بودن یک سرمایه­گذاری مثلا در شرکت الف را از طریق قرار دادن آن در یک جدول طبقه­بندی آشنا و قابل درک، تعیین کنند. چنین سرمایه­گذارانی ممکن می باشد شرکت الف را به عنوان شرکتی که سهام آن از ( نوع ارزشی) می باشد طبقه­بندی کنند، در آن صورت تحلیلی در ارتباط با ریسک و بازده این سهم خواهند داشت که در چارچوب این طبقه­بندی می­گنجد. غالبا نظاره می­گردد که سرمایه­گذاران این مسیر اشتباه را می­پیمایند، شاید به این دلیل که جایگزین راحتی برای پژوهش عمیق و همه­جانبه می باشد و برای ارزیابی سرمایه­گذاری مورد نیاز می باشد. توصیف این ویژگی در بیانی اختصار این می باشد که سرمایه­گذاران در زمان اتخاذ تصمیم در مورد سرمایه­گذاری، رفتاری قالبی و کلیشه­ای دارند.

( قصور اندازه نمونه[2]): در این سوگیری، سرمایه­گذاران هنگام قضاوت و ارزیابی در ارتباط با احتمال وقوع یک پیامد خاص درزمینه سرمایه­گذاری، غالبا در توجه دقیق و درست به اندازه نمونه- یعنی داده­های متشکله­ای که ارزیابی­های خود را براساس آن انجام می­دهند- قصور می­کنند. اغلب سرمایه­گذارن به گونه­ای نادرست فرض می­کنند که نمونه کوچک معرف کل جامعه می باشد. این پدیده را ( قانون اعداد کوچک) می­نامند. هنگامی که افراد یک پدیده غیرمنتظره در یک سری داده را خوب درک نمی­کنند، به سرعت و با تکیه به داده­های اندک در دسترس مفروضاتی را در مورد آن پدیده خلق می­کنند. افراد مستعد در کم­توجهی به اندازه نمونه، در بسیاری جایگاه­ها با اتکا صرف نمونه­های کوچک، به سرعت اقدام می­کنند، درحالی که بسیار محتمل می باشد، نمونه کوچک مورد مطالعه، معرف مناسبی برای داده­های واقعی( کل جامعه) نباشد( بدری، 1388).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

اتکا و تعدیل

اتکا و تعدیل یک فرایند روانشناختی[3] می باشد که روش افراد در مورد براورد احتمالات را تحت تاثیر قرار می­دهد. سرمایه­گذارانی که در معرض این نوع سوگیری هستند، اغلب تحت تاثیر قیمت خرید- یا سطح دیگری از قیمت و یا«شاخص قیمت»- بر پایه ترجیحات فردی( نه ضابطه­ای روشن) اقدام می­کنند و در زمان روبرو شدن با سوالی از این قبیل که بایستی این سهم را بخرم یا بفروشم؟ یا این سوال که آیا بازار قیمت این سهم را زیر ارزش زاتی و یا بالاتر از آن براورد کرده می باشد؟ به نقاط اتکا متوسل می­شوند. سرمایه­گذاران عقلایی با اطلاعات جدید، واقع­گرایانه( بدون سوگیری) برخورد می­کنند و از نقاط از پیش تعیین شده، مثل قیمت­های خرید یا « قیمت­های هدف» را در تصمیم­گیری خود دخالت نمی­دهند. اما سوگیری اتکا و تعدیل موجب می­گردد که سرمایه­گذاران اطلاعات جدید را از پشت یک جفت لنز تاب­دار نظاره کنند. این سرمایه­گذاران روی نقاط اتکا روانشناختی و نه آماری متمرکز می­شوند( نقاطی که صرفا برپایه تمایلات و ترجیحات فردی آنان قرار دارد و بیش از حد مورد توجه قرار می­گیرد) به این ترتیب تصمیم­گیری مالی از هنجارهای تجدیدشده( مکتب نئوکلاسیک) یعنی « منطقی بودن[4]» فاصله می­گیرد.

سازگارگرایی

روانشناسان عقیده دارند که افراد اغلب به توجیهات و دلیل­تراشی­های دور از دسترس متوسل می­شوند، تا از آن طریق ادراک­ها و شناخت­های خود را متناسب کرده و ثبات روانی خود را حفظ کنند. در این فرایند اقداماتی را انجام می­دهند که به لحاظ منطقی و عقلایی، همواره به نفع آنان نیست. وقتی افراد در جایگاه­­هایی قرار می­گیرند که ناگزیرند از بین چند گزینه یکی را انتخاب کنند، نوعی تعارض[5] در تصمیم­گیری بروز می­کند. تعهدی[6] که نشان­دهنده وابستگی احساسی فرد به تصمیمی­می باشد که گرفته می باشد، همواره جلوتر از ظهور سازگارگرایی می باشد. اگر حقایق موجود وابستگی احساسی فرد را به چالش بکشد دارای نوعی تاثیر تهدید­آمیز احساسی می باشد. اغلب بشر­ها کوشش می­کنند از جایگاه­های ناسازگار بپرهیزند و در این راه برای جلوگیری از بروز تعارض روانی، اطلاعات بالقوه مربوط را نیز نادیده­ می­گیرند. نظریه­پردازان دو جنبه متفاوت سازگارگرایی در تصمیم­گیری را شناسایی کرده­اند.

[1] Base Rate Neglect

[2] Sample Size Neglect

[3] Psychological Heuristic

[4] Rationality

[5] Conflict

[6] Commitment

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

متن کامل